سفارش تبلیغ
صبا

 

قهوه را بردار و یک قاشق شکر.‌..سم بیشتر
پیش رویم هم بزن آن را دمادم بیشتر
قهوه قاجاری ام همرنگ چشمانت شده ست
می شوم هر آن به نوشیدن مصمّم بیشتر
صندلی بگذار و بنشین رو به رویم، وقت نیست
حرف ها دارم، صدها راز مبهم ، بیشتر
راستش من مرد رویایت نبودم هیچ وقت
هر چه شادی دیدی از این زندگی، غم بیشتر
ما دو‌ مرغ عشق اما تا همیشه در قفس
ما جدا از هم غم انگیزیم ، با هم ‌بیشتر
عمق فنجان هر چه کمتر می شود حس می کنم
عرض میز بینمان انگار کم کم بیشتر
خاطرت باشد، کسی را خواستی مجنون کنی
زخم، قدری بر دلش بگذار ، مرهم بیشتر
حیف باید شاعری خوشنام بودم در بهشت
مادرم حوّا مقصّر بود ، آدم بیشتر
سوخت نصف حرفهایم در گلو...اما تو را
هر چه می سوزد گلویم دوست دارم بیشتر
محمدحسین ملکیان






تاریخ : دوشنبه 94/12/24 | 8:18 عصر | نویسنده : موسی عباسی مقدم | نظرات ()

گفتند سرد و بی بخاری  راست گفتند


با هیچ کس سازش نداری  راست گفتند


گفتند بعد از شانه های من سرت را


بر دوش دیگر می گذاری راست گفتند


قبلا کسی جرات به بدگویی نمی کرد


حالا ولی بی اعتباری  راست گفتند 


مردم اگر پشت سرت گفتند حرفی


من نیز می گویم که آری راست گفتند


گفتند ترکم می کنی  باور نکردم


سودی ندارد گریه زاری راست گفتند


با این همه گفتند بعضی وقت ها هم


 مثل خود من بیقراری ، راست گفتند؟

محمد حسین ملکیان

 


 






تاریخ : دوشنبه 94/12/24 | 8:17 عصر | نویسنده : موسی عباسی مقدم | نظرات ()

نوروز شد ولی دل من نو نمی شود

یک بوده ای همیشه و یک، دو نمی شود!

بیهوده دست و پا زدم از غم رها شوم

مرداب من دچار تلالو نمی شود


میخواستم فرار کنم با تو از خودم

بن بست تو که کوچه در رو نمی شود!


صدها غزل سرودم عزیزم برای تو

در عصر ما سروده که کادو نمی شود!


از (تو) برای قافیه ام خسته ام ولی

هر کار می کنم نشود (تو) ، نمی شود!


رامین و ویس و لیلی و مجنون فسانه بود

شیرین ما که عاشق خسرو نمی شود!

محمد حسین ملکیان






تاریخ : دوشنبه 94/12/24 | 8:16 عصر | نویسنده : موسی عباسی مقدم | نظرات ()

قرار بود قرار مرا به هم بزنی

سکوت سلسله وار مرا به هم بزنی

مگر توان حماسه رقم زدن داری

که بخت ایل و تبار مرا به هم بزنی؟


حوالی گسل ِ"بوف کور" می چرخم

"هدایت" ی که مدار مرا به هم بزنی؟


به جای قافیه بنشانمت دوباره که چه؟

که شعر قافیه دار مرا به هم بزنی؟


شکسته ریل ولی چاره چیست سوزنبان؟

اگر مسیر قطار مرا به هم بزنی…


لگد بزن به سه پایه ، به بخت آخر من

که نظم صحنه ی دار مرا به هم بزنی!

محمد حسین ملکیان






تاریخ : دوشنبه 94/12/24 | 8:15 عصر | نویسنده : موسی عباسی مقدم | نظرات ()

شـــاعـــر شـــده­ ام اوج در اوهــام بگیـــرم

هی رقص کنـــی از تنـــت الهــــام بگیـــرم


شـــاعـر شـــده ­ام صبــر کنــم بــاد بیــایــد

تــا یــک غـــزل از روســـری ­ات وام بگیـــرم


هــی جام پس از جام پس از جام بیــــاری

هــی جام پس از جام پس از جام بگیــــرم


آشـــوب شـــوی در دلــــم آشـــوب بیفتـــد

.....آرام شــــــوی در دلـــت آرام بگیـــــــرم


سهمم اگـــر افتـــادن از ایـــن بـــام بیفتــم

سهمم اگــر اوج اسـت از ایــن بــام بگیــرم


سنگـی زدم و پنجــــره ­ات بــاز...ببخشیــد

پیغــــــام فــــــرستــــــادم پیغـــــام بگیـــرم


شاعر شدم اقرارکنم وصف تو سخت است

شاعر شدم از دسـت تو سرسـام بگیـــرم


محمد حسین ملکیان






تاریخ : دوشنبه 94/12/24 | 8:14 عصر | نویسنده : موسی عباسی مقدم | نظرات ()

پیراهن تو بر تنِ این شعر گشاد است

 در وصف تن ات شاعر ناکام زیاد است

در حسرت فتح ات، قلمِ شاعر و نقاش

 زیباییِ تو، کار به دست همه داده ست!

شاید قلم فرشچیان معجزه ای کرد

 «بازار هنر» چند صباحی ست کساد است

جز خنده، سزاوار برای دهنت نیست

 نقاشیِ رنگِ لبت این قدر که شاد است

یک کار فقط روسری ات دارد و آن هم 

 بر هم زدن دائم آرامش باد است!

من شاعرم و در پی مضمون جدیدم 

 هر کار کنی پشت سرت حرف زیاد است!

(محمد حسین ملکیان)






تاریخ : دوشنبه 94/12/24 | 8:12 عصر | نویسنده : موسی عباسی مقدم | نظرات ()

پاسی از شب رفت وقتش شد که بی تابت کنم


آمدم با شعر های تازه بدخوابت کنم


چشم در چشمم که باشی کار دستم می دهی


مثل قندی دوست دارم در دلم آبت کنم


شاعران از خال هندوی تو خیلی گفته اند


من به فکر سوژه ای هستم که نایابت کنم


حرفی از لبخند مرموز مونالیزا نبود


قبل از آن که سینه ی دیوارمان قابت کنم


یک غزل،یک بیت،یک مصراع حتی کافیست


در نگاه نسل های بعد جذابت کنم


ترسم از آن است با دست خودم آخر تو را


قرن ها مانند یک ضرب المثل بابت کنم


بهتر است از خیر شعر و شب نشینی بگذریم


قبل از باید فقط با حیله ای خوابت کنم..



محمد حسین ملکیان








تاریخ : دوشنبه 94/12/24 | 8:11 عصر | نویسنده : موسی عباسی مقدم | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.