سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران

سکه یک رو شادی  و یک رو غم است

تا نیفتد پشت و رویش مبهم است

عشق شیرین است، اما عشق من !

میوه های ِ تلخ و شیرین درهَم است 

طعم خرمایی که گاهی می خورم

تلخی ِ پس لرزه ی شهر ِ بم است

هیچ می دانی چرا عاشق شدم ؟ 

چون دلم حس کرد یک چیزی کم است

موج پشتش از غم زخمی که خود

می زند بر پیکر ِ دریا خَم است 

زخم های تازه گاهی وقت ها 

روی ِ زخمی کهنه مثل ِ مرهم است

فکر می کردم که آدم مبتلا ست

عشق اما مبتلای آدم است !

منا کرمی






تاریخ : چهارشنبه 94/12/5 | 4:35 عصر | نویسنده : موسی عباسی مقدم | نظرات ()
مهمان نبودم عشق من لبخند کافی بود

یک استکان چای بدون قند کافی بود

باور کنی یا نه! فقط یک بار دیدارت

تا گریه های من بیاید بند کافی بود

حتی همان لبخند شیرین دم رفتن

با آنکه سیب از شاخه غم کند کافی بود

رفتی قسم خوردی که با لبخند برگردی

قولت بدون آیه و سوگند کافی بود

من سالها تنها تو را در خواب می دیدم

شاید برای من همین پیوند کافی بود!

دیرآمدی اما برای روح گندم زار

رگبار های آخر اسفند کافی بود

گفتی که:این لبخند ها کافیست یا قهری؟

گفتم:عزیزم قهر سیری چند؟!...کافی بود
منا کرمی





تاریخ : چهارشنبه 94/12/5 | 4:32 عصر | نویسنده : موسی عباسی مقدم | نظرات ()

عطر تو نفس های پر از قصه بادست


پیراهن من دل به نفس های تو دادست


معشوق منی گر چه دلم عشق بلد نیست


عشقت به سر هر که تو را دیده زیادست


با غربت تلخی که به ما ارث رسیدست


تنها دل یک شاپرک سوخته شادست


تن پوش تو عشق است و غزل دگمه ندارد


این جامه کمی بر تن این شهر گشادست


من تشنه دریای تو ام  غربت آبی!


آبی که طلب کرده ام این بار مرادست!

منا کرمی






تاریخ : چهارشنبه 94/12/5 | 4:30 عصر | نویسنده : موسی عباسی مقدم | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.