سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
مردم خواسته دنیا خرده گیاهى است خشک و با آلود که از آن چراگاه دورى‏تان باید نمود . دل از آن کندن خوشتر تا به آرام رخت در آن گشادن ، و روزى یک روزه برداشتن پاکیزه‏تر تا ثروت آن را روى هم نهادن . آن که از آن بسیار برداشت به درویشى محکوم است و آن که خود را بى نیاز انگاشت با آسایش مقرون . آن را که زیور دنیا خوش نماید کورى‏اش از پى در آید . و آن که خود را شیفته دنیا دارد ، دنیا درون وى را از اندوه بینبارد ، اندوه‏ها در دانه دل او رقصان اندوهیش سرگرم کند و اندوهى نگران تا آنگاه که گلویش بگیرد و در گوشه‏اى بمیرد . رگهایش بریده اجلش رسیده نیست کردنش بر خدا آسان و افکندنش در گور به عهده برادران . و همانا مرد با ایمان به جهان به دیده عبرت مى‏نگرد ، و از آن به اندازه ضرورت مى‏خورد . و در آن سخن دنیا را به گوش ناخشنودى و دشمنى مى‏شنود . اگر گویند مالدار شد دیرى نگذرد که گویند تهیدست گردید و اگر به بودنش شاد شوند ، غمگین گردند که عمرش به سر رسید . این است حال آدمیان و آنان را نیامده است روزى که نومید شوند در آن . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :2
بازدید دیروز :9
کل بازدید :15349
تعداد کل یاداشته ها : 54
97/6/29
2:55 ص

هرشب خیابان گردیِ من را نمی بینی.
فریادهایِ زخمیِ تَن را نمی بینی.

این قدر سرگرمِ گیاهِ هَرزه ی باغی.
آن غنچه ی مَعصومِ گُلشن را نمی بینی.

حِرص و طَمع چنگالِ کرکس هایِ شیطانند.
آلوده ای ، تَزویرِ دشمن را نمی بینی.

من پاک بودم ، دستِ ناپاکی زمینم زد.
با دیده ی مسموم ، اَحسَن را نمی بینی.

کوبیده خواهی شد به دستِ خالقِ جَبّار.
وقتی که می کوبی و هاوَن را نمی بینی.

چرخِ زمانه پاسُخت را میدهد آخر.
حالا که اشک و آه و شیون را نمی بینی.

عاشق که هستی چشم های نافِذی داری.
شوهر که باشی ، لاجَرَم زن را نمی بینی.

عی.نیکو(لاله)_شهریورماه96_مشهدمقدس